تو این فکر بودم که باید یک روز کامل رو فقط برای جمع آوری امضا اختصاص بدم...
صبح دفتر کار:
یکی از دوستان قدیمی من که خود قربانی قوانین تبعیضی بود با دیدن بیانیه ی کمپین قطره ای اشک از چشمانش فرو ریخت با ذوق گفت:این کار فایده ای داره؟
منم با حوصله براش گفتم که :چرا که نه؟!ما باید سعی خودمونو بکنیم دست رو دست هم بذاریم که اصلن چیزی تغییر نمی کنه ...و در ادامه علت شروع کمپین رو براش گفتم.
اکرم زنی در 13 سالگی به اجبار پدرش با مردی که 15 سال از خودش بزرگتر بود ازدواج کرد.و فقط دو ماه تونست با اون زندگی کنه بعد به خانه ی پدری برگشت و خواهان طلاق شد.
اکرم می گفت:دوستش نداشتم به خودشم می گفتم که نمی تونم تحملت کنم ولی خوب مجبورم کردند .در عوض این دو ماه من 9 سال در بلاتکلیفی بودم.دست آخر هم چون در جلسات دادگاه حاضر نمی شد و می گفت طلاقت نمی دم تا موهات رنگ دندونات بشه ،
حکم طلاق غیابی صادر شد و من در این مدت از سال سوم راهنمایی شروع به تحصیل کردم.دبیرستان و دانشگاه هم رفتم.
بعد از گرفتن لیسانس در این دفترحسابرسی مشغول به کار شدم.در طی این 9 سال من فرصت های زیاد و مناسبی برای ازدواج رو از دست دادم چون نه متاهل بودم و نه مجرد....
بیانیه و دفترچه رو ازم گرفت و آرزوی روزی رو کرد که عمر و جوانی زنان ما به خاطر این قوانین تبعیض آمیز در راهروهای دادگاه سپری نشه.در ادامه رو به من گفت :
با این قوانین تبعیض آمیز یک میلیون که سهله ،10 میلیون امضا می گیرید.
باشگاه ورزشی بانوان:
از پله ها پایین رفتم،نگاهی به زنانی کردم که مشغول ورزش بودند.پیش 3 نفر رفتم که در گوشه ای با هم صحبت می کردند.اونجا نیم ساعت در مورد قوانین و کار کمپین صحبت کردم.هر سه امضا زدند و هر سه نفر شماره ی تلفنشون به من دادند.
یکی از دانشجویان رشته حقوق بود یک بیانیه رو ازم گرفت تا امضای دوستانش رو جمع کنه.
خیابان:
از باشگاه که بیرون اومدم به میدون شهر رفتم.3 دختر جوانی که در صف تاکسی بودند با من شروع به صحبت کردند.من هم از این هم صحبتی استفاده کردم و بیانیه رو بهشون نشون دادم.
هر سه سوالاتی در رابطه با چگونگی کار کمپین پرسیدند دست آخرهمه شون امضا زدند و یکی هم شماره تماس خودش رو به من داد.
ازم پرسید این اولویت قانونی چیه؟
گفتم:10 مورد قانون تبعیض آمیز در این بیانیه ذکر شده مانند ارث ازدواج و طلاق ....اگر قرار به بررسی و درست شدن این قوانین باشد با علم بر اینکه همه موارد جای خود اهمیت دارند.به نظر تو کدوم مهم ترند برای بررسی؟
کمی فکر کرد و گفت:تعدد زوجات...حس تحقیر و خرد شدن به زن دست میده ....و با یه حرص باور نشدنی با خودکارش نوشت تعدد زوجات .
بانک:
از اونجا به بانکی رفتم.دو دختر نشسته بودند.نزدیکشان نشستم و بیانیه رو بهشون نشون دادم خوندند و توضیح خواستند کامل شرح دادم هردو امضا زدند و از بانک بیرون اومدم.
دوباره خیابان:
سر خیابان با دو پسر شروع به حرف زدن کردم.و بیانیه رو با حوصله ی زیاد توضیح دادم.یکی از دو پسر زود گفت:من هیجده سال نیستم !!!!اما اینطور به نظر نمی رسید ..
گفتم:داوطلبانه است می تونی امضا نزنی گفت:امضا نمی زنم چون هیجده سالم نشده و گرنه حرفتون رو قبول دارم.دومی گفت:من امضا می زنم قبول دارم در حق زنان ظلم میشه.
کمی جلوتر به دو پسر دیگر برخوردم اونها هم با توضیحات من امضا کردند برخورد بعدی من با دو زن جوان بود که بعد از توضیحات من گفتند می ترسند امضا بزنند یعنی باید از همسرانشان اجازه بگیرند و بدون اجازه نمی توانند امضا بزنند.گفتم:موردی نداره پس این دفترچه با بیانیه رو بهتون میدم که به منزل ببرید.شماره تماس ازشون گرفتم و فقط برای این که بحث رو به کار کمپین و حقوق زنان و قوانین تبعیض آمیز رو به خانواده ها بکشونم تا بیشتر زنان آشنا به این موضوعات مهم شوند دفترچه و بیانیه رو بهشون دادم..
روز موفقی بود 14 امضا جمع کردم 4 شماره تلفن برای همکاری به من دادند و سه دفترچه کمپین که تاثیر قوانین بر زندگی زنان را در خود داشت به زنانی دادم که خود گرفتار تاثیر همین قوانین تبعیض آمیز بودند.
فرشته